نرم افزار،بازی کامپیوتری، اخبار- LA NOIRE

تاریخ: جمعه 04 آذر 1390 ساعت: 17:43 بازدید: 415 نویسنده: علیرضا

 


نام :
LA.Noire
سازنده :
Team Bondi
ناشر :
Rockstar
پلتفرم :
Xbox360 و PS3
تاریخ عرضه :
بهار 2011

فکر کنم اولین بار در سال 2004 بود که حرف هایی در مورد L.A. Noire زده شد . در همین سال تریلری از بازی منتشر شد که با موسیقی آروم و غمنگیز شیپور شروع می شد بعد چند صحنه ی سیاه و سفید و تمام!
این تریلر باعث شد حدس هایی کم در مورد بازی زده شود اما همه چیز مبهم بود. بعد از این جریان از L.A. Noire خبری نشد و در دنیای پر سروصدای بازی های رایانه ای محو شد .
Rockstar و Team Bondi با خونسردی کامل پروژه را جلو بردن اونقدر خونسردانه که همه بازی را از یاد ببرند! اما ماه پیش تریلری از بازی در سایت های مختلف پخش شد که فقط شامل صحنه های کوتاهی از بازی بود . اما کیفیکت کار روی بازی و گرافیک منحصر به فرد آن را نمایش می داد در همین حال بود که حدس زده شد که کار ساخت این بازی بازهم بردوش استودیوی لندنی Rockstar قرار بگیرد .
همونطور که گفت شده داستان بازی در دهه ی 40 شهر لس آنجلس را روایت می کند . لس آنجلسی که بعد از جنگ حالا دارد دوره شکوفایی صنعت سینما را تجربه می کند اما در همین حال این شهر دوره ی جرم ، جنایت و تبهکاری گروه های مافیایی را نیز تجربه می کند دوره ای که ترس وحشت تمام شهر را فرا گرفته و هر روز در شهر خونی ریخته می شود . آنقدر شهر تاریک شده که حتی روزها هم دیگر روشن نیستند شاید دلیل انتخاب نام نویر(اطلاعات کامل از این کلمه در اسپویل) به همین دلیل است . ساخت این شهر حاصل مدتها تلاش سازندگان فقط برای جمع آوری اطلاعات و تصاویر از شهر لس آنجلس در دهه ی 40 بوده است .در این بازی فقط شهرها را مثل آن دهه شبیه سازی نکرده اند بلکه به شبیه سازی ماشین ها ، مردم ، اخلاقیات و طرز لباس پوشیدن آنها و در واقع هر چیز موجود در دنیای اطراف شما در لس آنجلس پرداخته است . همانطور که میدانید در دهه ی 40 آنقدر ماشین در خیابان ها وجود نداشته که باعث ایجاد ترافیک شود و همچنین باید بدانید که در آن زمان مردم زیاد بهمراه خود اسلحه حمل نمیکردند(چیزی امروزه دیگر در آمریکا باب شده ) ، البته به جز گروه های مافیایی در آن زمان در شهر قلمرو می کردند .

اصطلاح «فیلم نوآر» (Film Noir) را نخستین بار منتقدان فرانسوی در سال 1946 به زیر مجموعه‌ای از فیلم‌های پُرهیجانِ درجة B هالیوودی اطلاق كردند كه به دنیای گانگسترها و جنایت‌كارها می‌پرداخت. فیلم‌های «نوآر» محصول یك دوره ناپایدار سیاسی در فاصلة سال‌های 1941 تا 1958 بودند، دوره‌ای كه جنگ جهانی دوم و «جنگ سرد» در امریكا ایجاد ناآرامی كرده بود. در این سال‌ها «رؤیای آمریکایی» به شدت با بحران مواجه شده بود، و زنان وارد بازار كار شده بودند.

سوزان هیوارد (Suzan Hayward) ، در كتاب "مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی" در مورد زمینه های شکل گیری این ژانر می نویسد : همزمان با حضور زنان در بازار كار، مردان به جبهه‌های جنگ اعزام شده بودند. پس از جنگ، اوضاع برای مردان ناسازگار شد، و غالب آن‌ها با این پرسش‌های بی‌پاسخ مواجه بودند: زنان چه خیالی در سر دارند؟، مردان از آن پس قرار است چه نقشی در كار و فرهنگ سیاسیِ جامعه ایفا كنند؟ و برای چه جنگیده‌اند: فقط برای آنکه دریابند امریكا در نوع جدیدی از خصومتِ منبعث از سوءِ ظن و پارانویا درگیر بوده است؟ بدین‌سان از این سال‌ها هویت ملی با موضوع هویت مردسالارانه مردان گره خورد." «فیلم نوآر» در این دوره به‌عنوان یك سبك بصری ـ كه نتیجه شرایط سیاسی و بده‌بستان‌های فرهنگی بود ـ به‌وجود آمد. نخستین فیلمِ این ژانر شاهین مالت (محصول 1941، ساخته جان هیوستون) بود. هیوستون‌ با شاهین مالت‌ آغازگرِ فیلم‌هایی‌ شد كه‌ در تاریخ‌ سینما به‌ «فیلم‌سیاه‌» (یا فیلم‌ نوآر) معروف‌ شده‌اند؛ فیلم‌‌هایی‌ كه‌ به‌ شكل رادیكال‌ باشیوه زندگی‌ِ امریكایی‌ و خوش‌ بینی‌ِ سنتی‌ِ سینمای‌ هالیوود از درِ مخالفت‌ درآمدند. این‌ نوع‌ فیلم‌ها با ابهام‌ اخلاقی‌، اقدامات جنایی‌ و پیچیدگی‌ِ شدیدِ موقعیت‌ها و انگیزه‌ها به‌ بیننده‌ احساس ترس‌، وحشت‌ و عدم اطمینان‌ را القا می‌كنند. براساس دیدگاه هیوارد سه ویژگیِ اصلی می‌توان برای فیلم «نوآر» برشمرد: نورِ پُركنتراست یا سایه‌روشن، سبك بصری و روایت انتزاعی، كه همگی در تلفیق با هم قرار می‌گیرند. از این لحاظ یك «فیلم نوآر» عبارت است از: مكان یا صحنه‌آراییِ منحصر به‌فرد ، نورپردازیِ كم‌مایه ، نوع خاصی از روان‌شناسیِ مرتبط با قهرمان فیلم و حسی گویا از ناخوشی اجتماعی ، بدبینی ، سوءِ ظن و نومیدی ، كه با توجه به مجموعه رویدادهای سیاسی آن دوره فراگیر بود. مكانِ وقوع ماجراها در اغلب قریب به اتفاق فیلم‌ «نوار»ها فضاهای شهری، و به‌طور كلی تركیبی از خیابان‌های باران‌خورده و فضاهای داخلی است، كه نور ضعیفی بر آن‌ها می‌تابید. این فضا، در نماهایی با قاب‌بندی‌های بسته و با زاویه‌های غیرعادیِ دوربین ـ كه همه یادآورِ فیلم‌های اكسپرسیونیستی آلمانی هستند ـ متبلور شده است. چشم‌اندازِ شهرها نیز آكنده از خطر و فساد و تباهی است، كه در آن خیابان‌های كم‌نور و فرورفته در تاریكی، بازتاب‌هایی خشن و رعب‌آور از ارزش‌های اخلاقی و عقلانیِ آدم‌هایی هستند كه در زندگی دچار ابهام‌اند، و تشخیص واقعیت و حقیقت برای آن‌ها سخت و دشوار است. شوخیِ برادران كوئن با «فیلم نوار» فقط به تضاد و تعارض خیابان‌های كم‌نور شهرهای دهة 1940 با جاده‌های پُربرفِ مینه‌سوتا و میناپلیس محدود نمی‌شود. «فیلم نوآر» نقشی كاملاً محوری به «فامِ قاتل» می‌دهد، و او را زنی باهوش و نیرومند و مسلط و كنشگر می‌نمایاند، كه تسلیمِ نظامِ مردسالار نمی‌شود.


 


نام :
LA.Noire
سازنده :
Team Bondi
ناشر :
Rockstar
پلتفرم :
Xbox360 و PS3
تاریخ عرضه :
بهار 2011

فکر کنم اولین بار در سال 2004 بود که حرف هایی در مورد L.A. Noire زده شد . در همین سال تریلری از بازی منتشر شد که با موسیقی آروم و غمنگیز شیپور شروع می شد بعد چند صحنه ی سیاه و سفید و تمام!
این تریلر باعث شد حدس هایی کم در مورد بازی زده شود اما همه چیز مبهم بود. بعد از این جریان از L.A. Noire خبری نشد و در دنیای پر سروصدای بازی های رایانه ای محو شد .
Rockstar و Team Bondi با خونسردی کامل پروژه را جلو بردن اونقدر خونسردانه که همه بازی را از یاد ببرند! اما ماه پیش تریلری از بازی در سایت های مختلف پخش شد که فقط شامل صحنه های کوتاهی از بازی بود . اما کیفیکت کار روی بازی و گرافیک منحصر به فرد آن را نمایش می داد در همین حال بود که حدس زده شد که کار ساخت این بازی بازهم بردوش استودیوی لندنی Rockstar قرار بگیرد .
همونطور که گفت شده داستان بازی در دهه ی 40 شهر لس آنجلس را روایت می کند . لس آنجلسی که بعد از جنگ حالا دارد دوره شکوفایی صنعت سینما را تجربه می کند اما در همین حال این شهر دوره ی جرم ، جنایت و تبهکاری گروه های مافیایی را نیز تجربه می کند دوره ای که ترس وحشت تمام شهر را فرا گرفته و هر روز در شهر خونی ریخته می شود . آنقدر شهر تاریک شده که حتی روزها هم دیگر روشن نیستند شاید دلیل انتخاب نام نویر(اطلاعات کامل از این کلمه در اسپویل) به همین دلیل است . ساخت این شهر حاصل مدتها تلاش سازندگان فقط برای جمع آوری اطلاعات و تصاویر از شهر لس آنجلس در دهه ی 40 بوده است .در این بازی فقط شهرها را مثل آن دهه شبیه سازی نکرده اند بلکه به شبیه سازی ماشین ها ، مردم ، اخلاقیات و طرز لباس پوشیدن آنها و در واقع هر چیز موجود در دنیای اطراف شما در لس آنجلس پرداخته است . همانطور که میدانید در دهه ی 40 آنقدر ماشین در خیابان ها وجود نداشته که باعث ایجاد ترافیک شود و همچنین باید بدانید که در آن زمان مردم زیاد بهمراه خود اسلحه حمل نمیکردند(چیزی امروزه دیگر در آمریکا باب شده ) ، البته به جز گروه های مافیایی در آن زمان در شهر قلمرو می کردند .

اصطلاح «فیلم نوآر» (Film Noir) را نخستین بار منتقدان فرانسوی در سال 1946 به زیر مجموعه‌ای از فیلم‌های پُرهیجانِ درجة B هالیوودی اطلاق كردند كه به دنیای گانگسترها و جنایت‌كارها می‌پرداخت. فیلم‌های «نوآر» محصول یك دوره ناپایدار سیاسی در فاصلة سال‌های 1941 تا 1958 بودند، دوره‌ای كه جنگ جهانی دوم و «جنگ سرد» در امریكا ایجاد ناآرامی كرده بود. در این سال‌ها «رؤیای آمریکایی» به شدت با بحران مواجه شده بود، و زنان وارد بازار كار شده بودند.

سوزان هیوارد (Suzan Hayward) ، در كتاب "مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی" در مورد زمینه های شکل گیری این ژانر می نویسد : همزمان با حضور زنان در بازار كار، مردان به جبهه‌های جنگ اعزام شده بودند. پس از جنگ، اوضاع برای مردان ناسازگار شد، و غالب آن‌ها با این پرسش‌های بی‌پاسخ مواجه بودند: زنان چه خیالی در سر دارند؟، مردان از آن پس قرار است چه نقشی در كار و فرهنگ سیاسیِ جامعه ایفا كنند؟ و برای چه جنگیده‌اند: فقط برای آنکه دریابند امریكا در نوع جدیدی از خصومتِ منبعث از سوءِ ظن و پارانویا درگیر بوده است؟ بدین‌سان از این سال‌ها هویت ملی با موضوع هویت مردسالارانه مردان گره خورد." «فیلم نوآر» در این دوره به‌عنوان یك سبك بصری ـ كه نتیجه شرایط سیاسی و بده‌بستان‌های فرهنگی بود ـ به‌وجود آمد. نخستین فیلمِ این ژانر شاهین مالت (محصول 1941، ساخته جان هیوستون) بود. هیوستون‌ با شاهین مالت‌ آغازگرِ فیلم‌هایی‌ شد كه‌ در تاریخ‌ سینما به‌ «فیلم‌سیاه‌» (یا فیلم‌ نوآر) معروف‌ شده‌اند؛ فیلم‌‌هایی‌ كه‌ به‌ شكل رادیكال‌ باشیوه زندگی‌ِ امریكایی‌ و خوش‌ بینی‌ِ سنتی‌ِ سینمای‌ هالیوود از درِ مخالفت‌ درآمدند. این‌ نوع‌ فیلم‌ها با ابهام‌ اخلاقی‌، اقدامات جنایی‌ و پیچیدگی‌ِ شدیدِ موقعیت‌ها و انگیزه‌ها به‌ بیننده‌ احساس ترس‌، وحشت‌ و عدم اطمینان‌ را القا می‌كنند. براساس دیدگاه هیوارد سه ویژگیِ اصلی می‌توان برای فیلم «نوآر» برشمرد: نورِ پُركنتراست یا سایه‌روشن، سبك بصری و روایت انتزاعی، كه همگی در تلفیق با هم قرار می‌گیرند. از این لحاظ یك «فیلم نوآر» عبارت است از: مكان یا صحنه‌آراییِ منحصر به‌فرد ، نورپردازیِ كم‌مایه ، نوع خاصی از روان‌شناسیِ مرتبط با قهرمان فیلم و حسی گویا از ناخوشی اجتماعی ، بدبینی ، سوءِ ظن و نومیدی ، كه با توجه به مجموعه رویدادهای سیاسی آن دوره فراگیر بود. مكانِ وقوع ماجراها در اغلب قریب به اتفاق فیلم‌ «نوار»ها فضاهای شهری، و به‌طور كلی تركیبی از خیابان‌های باران‌خورده و فضاهای داخلی است، كه نور ضعیفی بر آن‌ها می‌تابید. این فضا، در نماهایی با قاب‌بندی‌های بسته و با زاویه‌های غیرعادیِ دوربین ـ كه همه یادآورِ فیلم‌های اكسپرسیونیستی آلمانی هستند ـ متبلور شده است. چشم‌اندازِ شهرها نیز آكنده از خطر و فساد و تباهی است، كه در آن خیابان‌های كم‌نور و فرورفته در تاریكی، بازتاب‌هایی خشن و رعب‌آور از ارزش‌های اخلاقی و عقلانیِ آدم‌هایی هستند كه در زندگی دچار ابهام‌اند، و تشخیص واقعیت و حقیقت برای آن‌ها سخت و دشوار است. شوخیِ برادران كوئن با «فیلم نوار» فقط به تضاد و تعارض خیابان‌های كم‌نور شهرهای دهة 1940 با جاده‌های پُربرفِ مینه‌سوتا و میناپلیس محدود نمی‌شود. «فیلم نوآر» نقشی كاملاً محوری به «فامِ قاتل» می‌دهد، و او را زنی باهوش و نیرومند و مسلط و كنشگر می‌نمایاند، كه تسلیمِ نظامِ مردسالار نمی‌شود.

«فیلم نوآر» زنان را نه در هیئت مادر یا همسر، بلكه در قالبِ افراد خلاف‌كار با شانه‌های پهن و شیك‌پوش و ملبس به لباس‌های پولك‌دار نشان می‌دهد، اما مارج گاندرسن، در فارگو آشكارا، کاریکاتوری از چنین افرادی است. مارج زنی خانه‌دار، نه چندان جذاب ، با لباس‌های بدشكل ـ كه به طرزی نامناسب قامت و قواره او را می‌پوشاند ـ و مهم‌تر از آبستن است ، و اشتهایی سیری‌ناپذیر در خوردن انواع غذا دارد و به‌شكلی دیگر به هجو «فیلم نوار» و شخصیتِ «فامِ قاتل» می‌پردازد. همچنین در «فیلم نوآر» بیش از آن‌كه انگیزه پلیس یا كارآگاه خصوصی برای رسیدگی به پرونده جنایت مطرح باشد ، كاوش در احوالات زنی مطرح است كه مسبب اصلیِ توطئه‌ها ، كش‌مكش‌ها و درگیری‌ها است ، و در عین حال تمایل عاطفی و احساسیِ پلیس یا كارآگاه به او امكان حل معما را فراهم می‌سازد؛ اما در فارگو زن (یعنی مارج گاندرسن) خودش پلیس است ، شوهر دارد ، آبستن است ، بد لباس می‌پوشد ، و در موقعیتی نیست كه كسی به او ابراز علاقه كند. در صحنه‌ای هم كه او با یكی از دوستانِ سابق‌اش در رستوران مواجه می‌گردد، حرف‌های عادی و معمولی بین آندو رد و بدل می‌شود.

در كنار همه این‌ها در پایانِ «فیلم نوآر» این كارآگاه مرد است كه بر صف طویلِ جنایت‌كاران فایق می‌شود، و سخنان پندآموز نثار زنِ همدستِ تبه‌كاران می‌كند؛ اما در فارگو همكارانِ مارج كمك زیادی به او برای حل گره‌های ماجرا نمی‌كنند، بلكه این خود اوست كه می‌كوشد از عهده همه مشكلات برآید. اساساً مردان در فارگو یا مثل كارل شوالتر آدم‌كشی عصبی هستند كه احساسات‌شان را خیلی سریع و سطحی بروز می‌دهند، یا همچون همدست‌اش گایر گریمسرود جنایت‌كاری خونسرد و روانی‌اند ، كه كشتن آدم‌ها برای‌شان مثل خوردن شكلات یا تماشای تلویزیون است. افرادی مثل جری لونده گارد نیز كه بایستی حافظ و حامی خانواده خود باشند با طراحی نقشه‌ای احمقانه ـ كه به تراژدی و فاجعه می‌انجامد ـ موجبات كشتاری وسیع و بیهوده را فراهم می‌آورند. پدر همسرش وید گوستاوفسون نیز جز حرص و آزمندی و بلاهت استعداد دیگری از خود نشان نمی‌دهد، و عاقبت پول و جانش را نیز بر سرِ حماقت خود می‌گذارد. با دیدن چنین مردانی است كه حرف‌های ساده و پندآموزِ مارج گاندرسون خطاب به گایر گریمسرود علاوه بر آنکه معنا پیدا می كند مخاطبین را به تفکر وا می دارد .



شخصیت اصلی بازی Cole Phelps است ، سرباز کهن کار جنگ جهانی دوم که حالا تصمیم گرفته است وارد اداره پلیس شهر لوس‌آنجلس (L.A.P.D) شود . گذارندن به دوره ی کارگاهی که او را وارد پرونده هایی مهم تر و پیچیده تر خواهد کرد ، الهام گرفته شد از پرونده های واقعی از دهه ی 40 لس آنجلس.این پرونده ها بر اساس عکس هایی از جنایت های واقعی در آن سال ها طراحی شده است و راکستار تلاش کرده که به بهترین شکل این جنایات لس آنجلس را به تصویر بکشد.
پرونده که ما در تریلر دیدم "Fallen Angel" نام داشت که با صحنه هایی گرافیکی و سینمایی طراحی شده بود . ماشین با سرعت زیاد به عابری بر خورد کرده (شاید از قصد) و فرار کرده حالا نوبت ما است تا بفهمیم چه کسی پشت فرمان بوده؟ برای چی کنترلش را از دست داده یا اینکه انگیزه اش چه بوده؟ اینها همه سوال هایی است که ما در نقش کارگاه بازی باید جواب دهیم . بعد از این واقعه تحقیقات و بازجویی ها شروع می شوند و طبق معمول پلیس هایی که زودتر از شما به صحنه رسیده اند اطلاعاتی کلی در مورد جنایت می دهند .
در این مدت تنها نیستید و همکاری خواهید داشت که با شما اطلاعات خود را به اشتراک می گذارد و در پیشبرد پرونده ها به شما کمک خواهد کرد .
تمامی این آزادی عمل ها و شخصیت پردازی های عالی (که بعدا توضیح خواهم داد) باعث شده که مشخصه به نام گیم پلی در بازی کامل و عالی باشد.
شخیصت پردازی و کارکتر ها در بازی بسیار خوب کار شده اند به لطف وجود تکنولوژی MotionScan تکنولوژی که Team Bondi با استفاده از صورت افراد واقعی و حسگرهای فوق العاده حساس تمامی حرکات فردی واقعی را در شرایط مختلف ضبط کرده و آنها را درون بازی پیاده کرده است این تکنولوژی تحولی در دنیای گیم بوجود خواهد آورد که باعث می شود ما شخصیت ها و عواطف و احساسات آنها را بیشتر درک کرده و با آنها مانوس شویم.
این تکنولوژی به علاوه هنرمندی یک هنرمندی هنرپیشه ی باتجربه ( Aaron Staton ، بازیگر سریال Mad Men که در نقش شخصیت اصلی بازی می کند)این حس را القا می کند که این بازی در گرافیک موفقیت بزرگی خواهد داشت.



با این مقدمه چینی ها حال شما باید به صحنه جنایت رفته دنبال سرنخ بگردید . سازندگانن بازی را طوری طراحی کردند که شما برای بدست آوردن اطلاعات و پیدا کردن سرنخ باید اشیا ی که در محل حادثه هستند را جمع آوری کرده و به مطالعه آنها بپردازید . اگر شما شی یا هر چیز دیگری را برندارید صدایی به شما هشدار می دهد که هنوز اطلاعتی را جمع آوری نکرده اید. یا اینکه وقتی نزدیک فردی مضمون می شوید موسیقی بازی تغییر می کند و حالات آن فرد نیز دچار تغییراتی میشود. همکار شما نیز در طول این مدت بی کار نخواهد ماند و شما را در جمع آوری اطلاعات یار خواهد داد و همونطور که گفته شد اگر شی را از قلم بیاندازید او در پیدا کردن آن به شما کمک خواهد کرد.
وقتی جسمی را بدست بیاورید می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با استفاده از جویستیک های دسته آن را چرخانده یا زوم کنید.اگر سرنخی پیدا شود سیستم بازی آن را شناسایی خواهد کرد. سرنخ ها می توانند شامل نوشته ، آدرس و یا هر چیزی دیگری که به درد شما بخورد باشد . سرنخ ها که سیستم پیدا می کند خود به خود وارد دفترچه یادداشت شما خواهد شد تا در هر زمانی بتوانید از آن استفاده کنید.
مثلا در صحنه جنایتی جوراب هایی زنانه پارشده ، نامه از طرف مادری به دخترش که از درخواست کرده برگردد و یا مجسمه را که بین در آسانسور گیر کرده است را می یابید . با بدست آوردن اطلاعات نهایی از پلیس محلی مضنونین اصلی را یافته وارد مرحله دیگر به نام "بازجویی" می شوید.




درطول بازجویی ها با استفاده از اطلاعات بدست آمده سوالی هایی را بازی برای شما انتخاب میکند . هر بازجویی شامل 5 سوال است که هر سوال 3 گزینه دارد و شما بر اساس تفکرات و حدس های خود گزینه ها را انتخاب می کنید . شاید بازجویی قسمتی باشد که شما به کاربردهای واقعی تکنولوژِی MotionScan پی ببرید . شما می توانید با استفاد از حرکات و حالاتی روحی فرد بازجو شونده بفهمید که راست می گوید یا دروغ می گوید . که البته این تنها راه نیست و راهای دیگری هم وجود دارد شما از تن صدای فرد، حرکت چشم های و شیوه ی حرف زدن او نیز می توانید بفهمید که راست می گوید یا دروغ می گوید.
باید در انتخاب سوالات دقت کنید اگر سوالی بپرسید که مسیر بازجویی تغییر کند و شما نتونید به اطلاعاتی که می خواهید دست یابید مجبور می شوید دوباره از تمامی افراد بازجویی کنید به جایی که همان اول کار به نتیجه برسید.البته بازی آنقدر سخت نیست که شما نتوانید یک پرونده را جلو ببرید اما اگر در بازجویی خیلی بد عمل کنید باعث می شود که روند کلی پرونده بیشتر طول بکشد.
همونطور که می دانید چون بازی در گذشته اتفاق می افتد هیچ یک از تکنولوژی های امروزی مثل موبایل ، لپ تاپ و ... را ندارید و تنها وسیله شما دفترچه ی یادداشت شما است همچنین برای زنگ زدن به کسی باید توی نقشه تلفن های عمومی را پیدا کنید و با استفاده از آن با دیگران تماس برقرار کنید.
شما در بازی فقط به جمع آوری اطلعات و بازجویی نمی پردازید بلکه در برخی مواقع باید به دنبال مضنونین رفته و آنها را پیدا کنید و یا اینکه انهارا تعقیب کنید با پای پیدا یا با ماشین و طوری که فاصله خود را از هدف نگه دارید. همچنین می توانید مثل اکثر فیلمها پشت روزنامه ای پنهان شوید . در برخی مواقع هم مضنون شروع به فرار کردن می کند که شما با دنبال کردن آن باید او را دستگیر کنید.گاهی اوقات شما مجبورید به مجرم که در حال فرار است یا شما را تهدید کرده است تیراندازی کنید . برخی مراحل در بازی نیز صرف کشتن محافظان و افراد مسلح جنایتکاری می شود چیزی که شاید در مافیا و GTA زیاد دیده باشیم.




خوش بختانه تمامی پرونده های بازی به صورت یکنواخت دنبال نمی شوند و تمام کردن هر مرحله متفاوت است از تمام کردن مرحله قبلی و شما از بازی کردن خسته نخواهید شد و شاهد گیم پلی یکنواختی نخواهید بود .
همه چیز بستگی به سرنخ ها و سوالاتی که شما پرسیده اید دارد و به طوری که شما می توانید پرونده ای را به چند صورت حل کنید و در برابر هر مسئله ای چندین راه برای حل کردن آن وجود دارد . اگر در مرحله مردید و یا پرونده را نتوانستید تکمیل کنید نباید دوباره از صفر شروع کنید بلکه به آخرین چک پوینت بازی برده خواهید شد .
شما هم می دانید که راکستار در ساختن بازی های Open World حرفه است و این بازی نیز Open World ای شبیه به مافیا 2 دارد یعنی شما می توانید در شهر به گشت و گذار بپردازید ولی همیشه روی نقشه خطی شما را در رسیدن به مرحله ای جدید کمک می کند .
L.A Noire بازیی هست که به جرات می توان گفت یکی از بهترین های سال 2011خواهد بود (البته اگر در این سال عرضه شود!) و البته حقش هم هست گرافیک عالی ، گیم پلی روان ، داستانی جذاب و استفاده از سیستم MotionScan همه دلایلی خوب برای عالی بودن این بازی هستند اما اگر راکستار سریعتر تاریخ دقیق عرضه شدن این بازی را اعلام کند گیمر ها تکلیف خود را خواهند دانست و ما هم همینطور منتظر این بازی خواهیم ماند.


موضوعات:بازی های ویدیویی ,

بر چسب: , , ,
LA-NOIRE LA-NOIRE LA-NOIRE LA-NOIRE LA-NOIRE امتیاز : 1382 دیدگاه()

نتیجه نظرات
نظر برای این پست غیر فعال می باشد